خرید بک لینک

بارداری من

برای نی نی من

ویروس گوارشی

همه چیز از اونجا شروع کار شد که دوست نوید (وحید) از میانه اومده بود کرج من با حس ششم فهمیدم انگار اونا کرجن. به خانومش پیام دادم گفتم کرج نیومدین؟ گفت ای دختر چه حس ششمی داری. ما الان کرجیم. تعارف کردیم بیان خونمون. گفتن نه وقت نیست. قرار شد بریم مهراد مال همو ببینیم. گفتن شام جایی دعوتن. نوید باقلوا و چای و برای بچه ها سیب زمینی نوشابه گرفت. آقا از صبح روز بعدش که بیدار شدیم نیکی استفراغ داشت از ۸ صبح تا ۱۱ هیچی نخوابیدیم نهار هم خونه دوستم زحمتکش دعوت بودیم. یکم بهتر شد راه افتادیم. اونجا همش بی حال بود شب تب کرد. زمان آیندهش بردیم دکتر خودش. گفت ویروس گوارشی گرفته. دوباره زمان آیندهش نیلا مریض شد. دوباره همه چیز از اول برای نیلا. بیداری. نگه داری. دارو. رعایت غذایی. از دوشنبه شب قبل خواب که نیلا بالا آورد تا چهارشنبه خوب بود عصری رفتیم پارک نیکی اسکیت کنه همش ۱ساعت نبود اونجا بودیم نیلا بالا آورد و زود اومدیم خونه. همون شب بربری با ناگت خوردیم ناگت انگار خوب نپخته بود بربری هم سفت بود. آقا همان شد. شب معده ی من عین آجر شد نمیتونستم بخوابم. راه رفتم فاموتیدین خوردم تا بلاخره تونستم بخوابم. هی خوب شد هی بد شد ۵ روز رعایت غذایی داشتم فقط مرغ پخته. فقط سوپ. دیدم بهترم فقط یه شب ماکارانی درست کردم بازم درد گرفت. زمان آیندهش هم دیگه دیدم ۵ روز شده رفتم دکتر .از اونور آخر هفته برنامه شمال گذاشته بودیم. نوید شنبه رو مرخصی گرفت

نوید عصری نبود و دیر می اومد تصمیم گرفتم با بچه ها برم دکتر. خیلی سخت بود و خیلی اذیت کردن. نیکی هر سمتی میرفت بی ترمز. نیلا میگفت فقط بغلم کن منم دلم درد میکرد اومدیم خونه یعنی من افتادم. معده ام داشت می‌ترکید. داشتم دیوونه میشدم. حتما فشار فیزیکی روش اومده بود. هی نگاه میکردم الان نوید میاد یک ساعت دیگه میاد. نیلا گریه. نیلا هم هی اسهال میشد این وسط. نیکی غر میزد گشنمه. خدا کمک کرد و بلاخره گذشت

دکتر دارو داد و گفته ۱هفته رعایت غذایی. من تازه رفته بودم دارو بگیرم دکتر غذارو آزاد کنه. اما روز از نو. روزی از نو. گفت ورم معده داری. هیچی نباید بخورم. فقط مرغ پخته. سیب زمینی تخم مرغ پخته. آب سیب.

حس میکنم شمال نریم بهتره

خیلی دیروز بغض داشتم و ناراحت بودم

برچسب: نویسنده: بنیامین قاسمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 شهريور 1405 ساعت: 16:00

صفحه بندی