چقدر سخت بود تولد گرفتن سه سالگی نیکی. ولی گذشت
تولدش شنبه ۳تیر بود
گفتیم جمعه بگیریم یه روز قبلش
سه روز خونه تکونی کردم ولی همسر مریض شد سرما خورد. کنسلش کردیم
شنبه حالش خوب شد
دیگه یکشنبه من کلاس عکاسی داشتم انداختیم دوشنبه
یکشنبه که نیکی و گذاشته بودم خونه فرشته نوید هم اومد باهم برگردیم. تا ۹ شب با ماشین تو خیابونا پرسه میزدیم. به هوای اینکه نیکی یکم بخوابه و بدخواب نشه
یه سه چرخه هم براش گرفتیم ۱تومن
اومدیم خونه ساعت ۹شب مامانش اوکی داد
نوید ۹شب تازه رفت میوه بگیره. فک کنم خیلی خسته شده بود که دلش درد گرفت و ...
فرداش سرکار نرفت رفت سرم زد املاحش جبران بشه
هممه ی کارهارو خودم دست تنها کردم و نوید توو اتاق خوابیده و حس نداشت
خیلی سخت بود
بلاخرررره گرفتیییم و خیییلی خوش گذشت. خوب شد گرفتیم نیکی خییلی خوشحال شد. فقط بخاطر نیکی گرفتم که خوشحال باشه
برچسب:
نویسنده: بنیامین قاسمیپور